این لیست نیز با همان فرمت درخواستی شما، یعنی خطبهخط و داخل یک باکس متنی ساده (Plain Text Block)، آماده شده است:
```text--- Conversation Snippets & Corrections / قطعات مکالمه و اصلاحات ---Where are you staying? -> کجا اقامت دارید؟Much better. -> خیلی بهتر.Guest -> مهمانDon't count the horse in the mouth. -> (ضربالمثل: نباید به درِ هدیه گیر ن OP) - (اشتباه املایی: count -> count. معنی درست: Don't look a gift horse in the mouth)I went. -> رفتم.Water park -> پارک آبیHow many times? -> چند بار؟Twice. (Correct spelling) -> دوبار. (املای درست: twice)You get a headache. -> سرت درد میگیرد.Honestly. -> صادقانه.Thank youuuuu. -> ممنونم (تأکید زیاد).Keep your fingers crossed for me. -> برایم آرزوی موفقیت کن. (اصطلاح: امیدوار باش)Return ticket. -> بلیط برگشت.To come back. -> برای برگشتن.Are you going to visit? -> آیا قصد داری ملاقات کنی؟Going to / gonna. -> قصد داشتن / قراره (فرم مخفف going to)To be going to. -> قصد داشتن / برنامه داشتن.I'm not going to call her. -> من قصد ندارم با او تماس بگیرم.I'm not gonna call him. -> من قراره با او تماس نگیرم. (gonna فرم عامیانه و مخفف)
What's wrong with the man? -> مشکل مرد چیست؟ / چه بلایی سر مرد آمده؟He was going down the stairs. -> او داشت از پلهها پایین میرفت.He wasn't careful. -> او مراقب نبود.He slipped. -> سُر خورد.He fell down. -> افتاد.He broke his leg. (Correct verb) -> پایش شکست. (املای درست: broke)Worried. -> نگران.When did it happen? -> چه زمانی اتفاق افتاد؟Why did it happen? -> چرا اتفاق افتاد؟How did it happen? -> چطور اتفاق افتاد؟Too bad. -> خیلی بد است. / حیف شد.Don't walk more. (Incorrect) -> (نباید بیشتر راه بروی) - (فرم درست: Don't walk anymore / Don't walk so much)Don't verb. -> فعل را منفی نکن.Don't walk on it. -> روی آن راه نرو.A lot. -> خیلی.Must. -> باید (اجبار قوی).Should. -> باید (توصیه).
Burned. -> سوخته.Was + v + ing. -> ساختار گذشته استمراری (Past Continuous).
Cream -> کرمOintment -> پمادToothpaste -> خمیر دندانWhite egg -> (احتمالاً منظور سفیده تخممرغ است)Much better. -> خیلی بهتر.
Flour / Flower. -> آرد / گل (اشتباه املایی رایج)Cold -> سردHelpful -> مفید / کمککنندهPainful -> دردناک.
Was cutting. -> داشت میبرید (گذشته استمراری).Honey -> عسلPut. -> گذاشتن / قرار دادنScar -> جای زخم / اسکارFell down. -> افتاد.He has his foot in the cast. -> پایش توی گچ است.Cast -> گچ (برای شکستگی)Cane -> عصا.
Pineapple juice. -> آب آناناس.Have. -> داشتن.Lift / Lifted. -> بلند کردن / بلند کرد.Pick up / Picked up. -> برداشتن / برداشت.
You get better. -> بهتر میشوی.Rub. -> مالیدن / ماساژ دادن.
Pain -> دردKill -> کشتنPain killer -> مسکن.
Hit -> ضربه زدنElbow -> آرنجBump into. -> برخورد کردن (اتفاقی)Stronger. -> قویتر.Complain. -> شکایت کردن.Slap -> سیلی زدن.
Perfectionist. -> کمالگرا.Controlling. -> کنترلگر.
Suggest. -> پیشنهاد دادن.Remedy -> درمان / چارهHome remedy -> درمان خانگی.Ailment -> بیماری / درد جزئی.Almost. -> تقریباً.I know almost all of them. -> تقریباً همهی آنها را میدانم.Ache = Pain. -> درد (کلمه مترادف Pain).I have + ailment. -> من + [بیماری/درد] دارم.
Most of the time. -> بیشتر وقتها.There is a lot of noise. -> سروصدای زیادی وجود دارد.The place is noisy. -> اینجا پر سر و صدا است.A serious headache. -> سردرد شدید.Take a pill. -> قرص خوردن.Cover. -> پوشاندن / روکش.
Dark. -> تاریک.Once a month. -> یک بار در ماه.
Chamomile. -> بابونه.Mint. -> نعناع.Stomach. -> معده / شکم.Mint doesn't agree with me. -> نعناع با مزاج من سازگار نیست.
Warm towel. -> حوله گرم.Awful. -> وحشتناک / افتضاح.3 times a year. -> ۳ بار در سال.
Cloves. -> حبههای سیر.
Clove -> میخکCarry. -> حمل کردن / بردن.Rub. -> مالیدن.Get a massage. -> ماساژ گرفتن.
Acupuncture. -> طب سوزنی.Section. -> بخش / قسمت.More serious than others. -> جدیتر از بقیه.In my opinion. -> به نظر من.Worse. -> بدتر.You have pain in... -> شما در ... درد دارید.Don't have. -> ندارید.You CAN'T. -> شما نمیتوانید.You can't do anything. -> هیچ کاری نمیتوانی بکنی.Lie down. -> دراز کشیدن.I don't think so. -> فکر نمیکنم.I'll try. -> امتحان میکنم.I'm not sure. -> مطمئن نیستم.```